microE02- چهره‌ی مردانه، حمایت والدین
microE02- چهره‌ی مردانه، حمایت والدین‎
/


سلام رفقا، به میکرو‌اپیزود دوم از پادکست گوزن، خوش اومدین. من سهیل اشراق هستم، میزبان شما و گوینده‌ی این برنامه؛ اینجا هم پادکست گوزنه، جایی که توش قراره پازل شخصیت رو با شما حل کنم. تو این مسیر قصد دارم تا شخصیت ایده‌آل رو از ابعاد مختلف بررسی کنم و راهکارهایی هم برای ایجاد چنین شخصیتی ارایه بدم. برای رسیدن به این مقصود از علم روانشناسی کمک میگیرم و سعی میکنم تا با استفاده از نظریه‌های مختلف، تیکه‌های این جورچین رو سر جاش قرار بدم. پادکست گوزن جست و جویی برای یافتن پاسخ این سواله که: گوزن بودن یعنی چی و چطور میشه گوزن شد؟

تو میکرو‌اپیزود دوم، اومدیم سراغ مقاله‌ای با عنوان Women’s Preferences for Men’s Facial Masculinity and Anticipations of Grandparental Care Provision  که ترجمه‌ش حدودا میشه «ترجیح زنان برای چهره‌ی مردونه و پیشبینی تدارکات حمایتی والدین زن از نوزادش». این مقاله توسط تَمسین کِی سَکستون، کارمِن ای لوفِورا، و  یوهانِس هُنکاپ، تهیه شده و در سال 2020 تو ژورنال evolutionary psychological science منتشر شده. خب بریم ببینیم که داستان چیه.

خیلی از تحقیقات اخیر بدنبال فهمیدن این موضوع بودن که صفتهای جسمی چجوری روی انتخاب پارتنر تاثیر میذارن. یکی از تمرکزها روی مردونگیِ چهره‌ی آقایون بوده، عاملی که میتونه نشون‌دهنده‌ی کیفیتهای مطلوبی توی پارتنر باشه. آقایونی که چهره‌ی مردونه دارن، مسلط‌تر و مقتدرتر تصور میشن، و احتمالا برتریهایی توی رقابت مذکر-مذکر نسبت به رقیبشون دارن. آقایونی که چهره‌ی مردونه دارن، همچنین ممکنه بلحاظ سلامتی تو وضع بهتری باشن، چون برخی پژوهشها مردونگی رو با برخی مزایای ژنتیکی مرتبط دونستن.

با این حال، آقایونِ مردونه، همچنین ممکنه خسارتهایی برای رابطه‌ی عاطفی به بار بیارن. این آقایون محترم، والدین ضعیفتری تصور میشن و همواره تو فرهنگهای مختلف، آدمای پرخاشگرتری به حساب میان. شواهد زیادی وجود داره مبنی بر اینکه مردونگی چهره، نشوندهنده‌ی سطوح بالای تستوسترونه. پس اگه رابطه‌ی بین تستوسترونِ آقایون و مردونگی چهره نیرومند باشه، میشه ادعا کرد که آقایونی که سطوح تستوسترون بالاتری دارن، بیشتر تمایل دارن که یه رابطه‌ی عاطفی رو ترک کنن یا رابطه‌ی عاطفی مشکل‌داری داشته باشن. بسیاری از مردم هم اکثرا آقایون مردونه رو عامل بی‌وفایی و ترک رابطه تصور میکنن. به این ترتیب، بطور کلی، آقایون مردونه، برخی مزایا رو به عنوان شریک عاطفی به همراه دارن، اما بطور بالقوه ریسک بالایی هم برای عدم سرمایه‌گذاری تو رابطه یا پایان دادن به رابطه دارن.

زنان تو ترجیحشون از مردونگیِ چهره‌ی پارتنر، متغیر عمل میکنن. برخی ازین پراکندگیها بنظر وابسته به عوامل فرهنگی هستن، ولی این پراکندگیها همچنین درون فرهنگها هم ظاهر میشن. پراکندگی تو ترجیح زنان از مردونگیِ چهره، اینجوری فرض شده که درواقع نشون‌دهنده‌ی یه سری سود و ضرره؛ مثلا، وقتی که شهر یا کشوری میانگین سلامتی پایینتری داشته باشه، زنان مردونگیِ چهره رو بیشتر ترجیح میدن. یا وقتی وجود عوامل بیماری‌زا توی محیط برای زنان قابل لمس‌تر باشه، زنان بالقوه به سمت شریکهای سالمتر و درنتیجه با چهره‌ی مردونه‌تر جذب میشن. حالا تو نقطه‌ی مقابل، اگه روابط زنان با والدینشون تو کودکی بی‌کیفیت بوده باشه، در اون صورت این زنان، آقایون زنانه‌تر روبیشتر ترجیح میدن. همچنین اگه زنان تو یه محیطی فاقد منابع و سرمایه‌ی لازم، زندگی میکنن، پارتنرهای زنانه‌تری رو ترجیح میدن که احتمال ترک رابطه و یا بی‌وفایی پایینتر باشه و برای رابطه‌ی فعلی بیشتر سرمایه‌گذاری کنن.

ازونجایی که انسانها با همکاری همدیگه تولیدمثل میکنن، یه عامل مهم توی بررسی سود و ضررِ آقایونِ مردونه خودشو بهمون نشون میده؛ و اونم سرمایه‌گذاری والدین زن به عنوان پدربزرگ/مادربزرگ درمورد نوزادیه که قراره ازون زن و پارتنر مردونه‌ش متولد بشه. حمایت والدین بزرگ (پدربزرگ و مادربزرگ) از نوه‌ها، افقهای زندگی بچه‌ها رو میتونه گسترش بده. به هر حال والدین بزرگ منابع مهمی مثل پول، زمان، مراقبت، هدیه، غذا و فرصتهای آموزشی رو برای بچه فراهم کنن. والدین بزرگ درواقع میتونن پیامدهای منفیِ نبود پدر یا کمبود سرمایه‌گذاری پدر رو  برای بچه جبران کنن. درنتیجه، پیشبینی حمایت از طرف والدین زن به عنوان والدین بزرگ آینده، میتونه تا حدی ریسک انتخابِ پارتنرِ مردونه رو پایین بیاره. بر این اساس، محققای این مقاله، این فرضیه رو آزمایش کردن که اگه زنان حمایت والدینشون از نوزادشون رو پیشبینی کنن، اونوقت ترجیح نیرومندتری برای چهره‌ی مردونه پیدا میکنن.

تو این تحقیق، 366 زنِ انگلیسیِ 18 تا 49 ساله نمونه‌گیری شدن. اول از شرکت‌کننده‌ها خواستن تا تو تست محرکهای چهره‌ی مذکر شرکت کنن. این تست از 15 تصویر از چهره‌ی چندین مرد ساخته شده. هر کدوم ازین 15تا تصویر، در واقع از مخلوط شدن سه تا عکس تشکیل شدن، که هر 3تا عکس از یه دانشجوی مرد سفیدپوست گرفته شده. به عبارت دیگه، از چهره‌ی این 15تا مرد، از هرکدومشون 3 تا عکس گرفته شده و این 3تا درنهایت با هم آمیخته شدن. تو این پروسه، هویت هیچ فردی قابل تشخیص نیس، ولی 15تا تصویر ظاهر متمایزی از هم دارن. از طرفی 50 درصد شکل و رنگِ هر کدوم ازین 15تا تصویر، به یه چهره‌ی مردونه‌ی مشابه و یه چهره‌ی زنونه‌ی مشابه تغییر داده شدن. ینی درنهایت 15 جفت تصویر ساخته شده (سر جمع 30 تصویر)، که هر جفت تصویر فقط تو میزان زنونگی و مردونگی چهره‌ی اون مرد تفاوت دارن. تغییر مردونه اینجوری بوده که مثلا اندازه و شکل فک توی عکس رو افزایش میدادن و یا ته‌ریش صورت رو پرپشت‌تر میکردن (تغییر زنونه هم برعکس). این تغییرات در کنار هم، ادراک شرکت‌کننده‌ها رو از شدت مردونگی چهره‌ی عکس تغییر میدادن.

شرکت کنندگان آزمایش، در 15 مرتبه، تست ترجیح مردانگی چهره رو انجام دادن، جوری که هر بار، شرکت کننده با یک جفت چهره‌ی مذکر مواجه میشد که جفتشون مال یه نفر بودن اما یه عکس با شدت مردونگی بالاتر و اون یکی با شدت زنونگی بالاتر ارایه شده بود. شرکت کننده‌ها هر بار چهره‌ای که بنظرشون جذابتر میومد رو انتخاب کردن.

بعد از انجام تست، شرکت کننده‌ها پرسشنامه‌ی سرمایه‌گذاری والدین بزرگ رو تکمیل کردن؛

از شرکت کننده‌ها خواستن تا سرمایه‌گذاری پیشبینی‌شده و موردانتظار والدینشون از نوزاد آینده رو، تعیین کنن. سرمایه‌گذاری مالی براساس پرسشهایی تعیین میشد مثل این: «تصور کنید فردا بچه‌دار میشید؛ تو 20 هفته‌ی اولِ زندگیِ این بچه، پدر و مادرتون چقدر از ثروتشون رو بطور میانگین و به ازای هر هفته، برای بچه خرج میکنن؟»

سرمایه گذاری زمانی با پرسشهایی تعیین میشد مثل این « تصور کنید فردا بچه‌دار میشید؛ تو 20 هفته‌ی اولِ زندگی این بچه، پدر و مادرتون چند ساعت از زمانشون رو بطور میانگین و به ازای هر هفته، صرف بچه میکنن؟»

و نهایتا، سرمایه‌گذاری عاطفی هم براساس پرسشهایی تعیین میشد مثل این «تصور کنید فردا بچه‌دار میشید؛ پدر و مادرتون چقدر بلحاظ عاطفی با بچه صمیمی میشن؟»

پس بطور کلی، 3تا متغیر ثروت، زمان و عاطفه برای مادربزرگ و پدربزرگ بطور مجزا درنظر گرفته شد.

اما این تحقیق چه نتایجی ارایه کرد؟ در توافق با این فرضیه، محققا فهمیدن که اگر زنان پیشبینی کنن که پدرشون (پدربزرگ بچه) بلحاظ مالی، حمایت کافی رو انجام میده، زنان ترجیح نیرومندتری برای چهره‌ی مردونه پیدا میکنن. به عبارتی، اگه زنان مطمین باشن که یه منبع سرمایه‌ی مالی از سمت پدربزرگ بچه برای نوزادشون فراهمه، چهره‌های مردونه رو علی‌رغم ریسک بالاترشون برای بی‌وفایی و ترک رابطه، ترجیح میدن و جذابتر میبینن. همینجا یه نکته‌ی مهم مطرح میشه؛ اونم اینه که اولا سرمایه‌گذاری زمانی و سرمایه‌گذاری عاطفی والدین زن در نوزاد، تاثیر خاصی رو ترجیح زنان از چهره‌ی مردونه نداشتن، و درمورد سرمایه‌گذاری مالی هم، فقط سرمایه‌گذاری پدر دختر، و نه مادر دختر، تو این ترجیح اثرگذار بود. پیام اخلاقی این نکته برای پسرای ایرونی اینه که: اگر تصمیم دارین با دختری که باباش پولداره وصلت کنین، هر چی چهره‌تون مردونه‌تر باشه، شانس موفقیتتون بیشتره. نکته‌ی جالب دیگه اینجاست که میدونیم تو بسیاری از فرهنگها (از جمله فرهنگ ایران)، والدین نقش پررنگی تو انتخاب شریکهای عاطفی برای دخترشون دارن. ولی حتی تو فرهنگهایی که افراد تو انتخاب شریک مستقل از والدین عمل میکنن (مثل فرهنگ انگلیس که تحقیق فعلی توش انجام گرفته)، حتی تواین فرهنگها هم زنان تو ارزیابی شریکهای عاطفی، از نتیجه‌گیریهای شبکه‌ی خانوادگی‌شون استفاده میکنن.

 
اما اینجا یه نتیجه‌گیری جایگزین هم میشه برای یافته‌های این مقاله ارایه داد: برخی از تحقیقات قبلی نشون دادن که زنان تمایل دارن تا پارتنرهایی با چهره‌ی شبیه پدرشون رو انتخاب کنن. همچنین برخی پژوهشها هم نشون دادن که آقایون مردونه، نسبتا بلحاظ مالی افراد موفقتری هستن. از طرفی، میتونیم فرض کنیم که نوزادایی که تو محیط خونگی ثروتمندتری قرار دارن، سرمایه‌گذاری بیشتری هم از والدین بزرگشون دریافت میکنن. پس براساس این دو دسته یافته‌ی پژوهشی و این پیش‌فرضی که الان مطرح کردم، میشه این توضیح جایگزین رو ارایه داد که وقتی زنان، پدران مردونه‌تر و احتمالا ثروتمندتری دارن و این پدران سرمایه‌گذاری بیشتری هم برای نوزاد زن فراهم میکنن، خود این زنان تو انتخاب پارتنر دنبال مردی میگردن که شبیه پدرشون باشه، ینی چهره‌ی مردونه‌تری داشته باشه. به هر حال، برای تشخیص اینکه کدوم نتیجه‌گیری صحیحتره، باید منتظر پژوهشهای بعدی بمونیم.

برخی تحقیقات دیگه، نشون دادن دادن که سرمایه‌گذاری والدین بزرگ علاوه بر انتخاب پارتنر، تو بچه‌دار شدن زنان هم تاثیر میذاره. تو یه مطالعه‌ای در انگلیس تو سال 1970، شرکت‌کننده‌هایی که والدینشون رو زودبه‌زود میدیدن و رابطه‌ی صمیمانه‌ای باهاشون داشتن، با احتمال بیشتری تو 5 سال آینده بچه‌دار شدن.

پیشبینی شرکت‌کننده‌های این تحقیق از سرمایه‌گذاری والدین بزرگ متغیره، اما جالبه که درمجموع پیشبینیهای بدست اومده با داده‌های آماری و جمعیت‌شناختی انگلیس، همخونی داشته و پیشبینیهای شرکت‌کننده‌ها بنظر واقع‌گرایانه میان.

یه نکته‌ی جالب دیگه، این بود که شرکت‌کننده‌ها عموما سرمایه‌گذاری مالی و زمانی مادربزرگ بچه رو بیشتر از پدربزرگ بچه تخمین زدن. این یافته با بسیاری از تحقیقات قبلی همخونی داره که نشون دادن مادربزرگ مادری، تماس و صمیمیت و مراقبت بیشتری نسبت به پدربزرگ مادری با بچه برقرار میکنه. این تفاوت بین پدربزرگ و مادربزرگ میتونه توسط پدیده‌ی «عدم‌قطعیت منشأ پدرانه» توجیه بشه؛ این پدیده اینو مطرح میکنه که وقتی کودکی تازه متولد میشه، فقط زنان هستن که میتونن با اطمینانِ 100 درصد، بگن که آیا بچه مال خودشونه یا نه (و منطقی و بدیهیه دیگه، چون این نوزادان تو رَحِم خودشون نطفه بستن و رشد پیدا کردن)، اما مردا هرگز نمیتونن به اطمینان و یقین 100 درصد برسن که بچه مال خودشونه، مگر اینکه خب از تست ژنتیک استفاده کنن. رو همین حساب، همیشه یه عدم‌قطعیت پنهان در پسِ ذهن پدر درمورد پیوند خونی با فرزندش باقی میمونه و بنظر میاد که این عدم‌قطعیت به نوه‌هاشونم گسترش پیدا میکنه؛ ینی وقتی طرف مطمین نیس که بچه مال خودشه، درنتیجه ازینم مطمین نیس که آیا نوه‌ش هم مال خودشه یا نه. نتیجشم اینه که پدربزرگا یه مقدار سرمایه‌گذاری کمتری نسبت به مادربزرگا برای نوه‌هاشون انجام میدن.

در آخر باید این هشدار رو همیشه تو ذهنمون داشته باشیم که این فاکتورهای اثرگذاری که تو حیطه‌ی روانشناسی مطرح میشن و ما هم اینجا به چندتاشون اشاره کردیم، هرکدوم به تنهایی اثرگذاری کوچیکی دارن؛ دلیلشم اینه که اینجور پدیده‌ها همیشه توسط متغیرهای زیادی تعیین میشن و نمیشه احکام کلی و مطلق بر اساس فقط یکیشون صادر کرد. مثلا قرار نیس که از فردا به همه‌ی مردایی که چهره‌ی مردونه دارن به چشم افراد ثروتمند، بی‌وفا و ترک‌کننده‌ی رابطه نگاه کنیم یا هر وقت دختری با پدر فقیر دیدیم، نتیجه بگیریم که انتخابش تو شریک عاطفی حتما مردی با چهره‌ی زنانه‌ست. یا اینکه پدربزرگا رو به شکاکیت و عدم حمایت از نوه‌هاشون متهم کنیم. تو اینجور موارد حتما باید بدنبال متغیرهای دیگه هم بگردیم؛ مثلا درمورد موضوع همین مقاله، تو پژوهش دیگه‌ای نشون داده شد که وقتی زنان تو دوره‌ی تخمک‌گذاری پریودشون باشن، ترجیحشون به چهره‌های مردونه در آقایون بیشتر میشه و این نتیجه‌گیری رو هم کردن که هرچقدر بدنبال روابط جنسی متعدد، مصرف قرصهای ضدبارداری در زنان بیشتر میشه و تو دوره‌های تخمک‌گذاری پریود اختلال ایجاد میشه، در این شرایط ترجیح زنان به آقایون زنانه‌تر بیشتر میشه و جذابیت آقایون مردونه براشون پایین میاد. پس همیشه باید قبل از نتیجه‌گیری نهایی درمورد پدیده‌های روانشناختی، متغیرهای دیگه رو هم وارد معادله کنیم و تصویر بزرگتر رو درنظر بگیریم.

خب آقا، اینم از این. دمتون گرم که تا اینجا منو همراهی کردین و شنونده‌ی اين قسمت بودين.

اگر ازین برنامه خوشتون اومده، حتما به دوستاتون معرفی کنید و با بقیه به اشتراک بذاریدش. میتونید از طریق مجموعه لینکهای دسترسی توی دسکریپشن و با آیدی انگلیسی (gavaznpodcast) پیدامون کنید. پادکست گوزن رو میتونید توی یوتیوب، اپل پادکستز، گوگل پادکستز، کست باکس، و سایر اپلیکیشنهای پادگیر سابسکرایب کنید.

یادتون نره که صفحه‌ی اینستاگرام پادکست گوزن رو برای اطلاع‌رسانی‌های آینده فالوو داشته باشید و واسه دسترسی به فایل‌های تکمیلی و موردنیاز برای هر قسمت توی کانال تلگرام پادکست گوزن جوین بشید. از طریق لینک حامی باش هم میتونید با مبلغ دلخواه خودتون از پادکست گوزن حمایت مالی انجام بدید. نظرات خودتون رو هم حتما تو بخش کامنتها با من درمیون بذارین. در آخر هم یادتون نره که اپیزودهای جدید یک‌ام هر ماه، و میکرواپیزودهای جدید پونزده‌ام هر ماه، توی جیباتونه؛ پس از دستشون ندید. حرف دیگه‌ای باقی نمیمونه، تا میکرواپیزود بعدی، فعلا.

لینک‌های دسترسی به پادکست:
https://gavaznpodcast.com/links

microE02- چهره‌ی مردانه، حمایت والدین
برچسب گذاری شده در:                 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.